تبلیغات
عكس بازیگران سریال مختارنامه - شانزدهمین مسابقه تلویزیونی سریال «مختارنامه»

عكس های بازیگران ایران و جهان-آگهی استخدام - دانلود سریال پایتخت -دانلود سریال های عید نوروز 90-عكس جدید .استخدام ، استخدامی

فرشید ریاحی

جستجو

 

شانزدهمین مسابقه تلویزیونی سریال «مختارنامه»

دوشنبه 23 خرداد 1390   03:25 ب.ظ


نوع مطلب : عكس های بازیگران سریال مختارنامه ،

سریال تلویزیونی مختارنامه از میان مطالب رسیده برای شانزدهمین مسابقه ، مطالب زیر را به عنوان مطلب برگزیده انتخاب و معرفی کرد.اعظم میرزایی ، امین مهدی نیا اسبویی ، کیمیا کیهانی پور ، محبوبه هارونی برندگان این دوره از مسابقه مختارنامه می باشد و به اطلاع شما عزیزان می رسانیم كه در قسمت سی و یکم مطلبی برای مسابقه برگزیده نشد .

قصاص همراه با عدالت

امیر مومنان، علی(ع)، در دوران حکومت و امامت خویش، چنان حکومت کرد که وقتی به شهادت رسید، مردم تازه فهمیدند چه گوهری را از دست داده اند.
از دست دادن این گوهر نبود مگر به نفرین علی(ع):
« بعد از من کسی بر شما حکومت کند که آرزوی حکومت مرا داشته باشید...»
این حکومت چه بود غیر از حکومت عدل و عدالت؟
عدالتی که شیعه و غیر شیعه و حتی دوست و دشمن به آن استناد کرده و می کنند.
حال اگر کسی بخواهد از این بزرگ مرد پیروی کند و بر مردم حکومت کند، باید در تمام امور عادل باشد و چه عدالتی بهتر از عدالت در قضاوت؟
مختار امیر کوفه شده...
قصاص از قاتلین حسین(ع) می کند.
ابراهیم بن مالک اشتر را فرستاده برای از بین بدن ابن مرجانه...
خبر قائله ی ابن حر به مختار می رسد.
ابواسحاق صبر می کند و یک طرفه به قاضی نمی رود.
نامه ی ابراهیم را می خواند، احوال این حر را از فرمانده ی شجاعش بن کامل می پرسد و باز با این حال حکمی صادر نمی کند و صبر می کند تا این حر بازگشته و دفاعیات خود را بگوید.
تنها برای احتیاط فرمانده ی جوان قیام، سائب، را به یاری ابراهیم می فرستد تا شکاف ابن حر را پر کند.
سائب جنگیدن در رکاب پسر اشتر را افتخار می داند.
تمام وجود سائب را عشق به مختار و حکومت علی وارش پر کرده...
می خواهد سرانجام قیام ختم به حکومتی عادل شود.
بی امان می جنگد
سپاه دشمن بسیار است ولی ترس در دل سائب راه ندارد.
می داند اگر زنده بماند، برای حکومتی با عدالت، با تمام ناعدالتی خواهد جنگید و اگر کشته شود، جایگاهی رفیع نزد خداوند خواهد داشت.
در این هنگام امیر سپاه، ابراهیم بن مالک اشتر سر می رسد.
به همراه سائب، یکی پس از دیگری فرماندهان قوای دشمن را به هلاکت می رساند.
اما چشمانش در پی شخص دیگری است.
آرام و قرار ندارد.
پیروزی را در کشتن ابن مرجانه می داند و بس...
عدالت در قصاص از ابن زیاد، خط اول خواسته های ابراهیم می شود که ناگهان پشت به پشت سائب، در معرض محاصره قرار می گیرد.
ابراهیم پسر اشتر است...
رشادت جزئی است جدایی ناپذیر در نسل مالک...
چشمش به گروهی فراری می افتد...
ابن مرجانه را به سیرت می شناسد نه به صورت...
دلش می گوید ابن زیاد است که فرار می کند.
پیرامونش را بررسی کرده با شجاعت خود را از مهلکه می رهاند.
ابراهیم می تازد به سمت فراریان...
می خواهد قصاص از قاتلین حسین(ع) کند...
قصاصی که نامی جز عدالت نمی توان بر آن گذاشت.

اعظم میرزایی

تدبیر و جنون
امیر مختار برای استوار کردن پایه های حکومت شیعی، باید لشکر شامیان را از مقابل بردارد. فرماندهی خوش نام و خوش غیرت و عاشق علی (ع) را روانه ی میدانی سخت میکند. ابراهیم مالک اشتر وظیفه ای خطیری بر گردن دارد. سپاه دشمن چندین برابر لشکر حق هستند. اما هیچ چیزی نمیتواند لشکریان خدا را از هدف والایشان دور کند. اینبار ابن مرجانه ی ملعون نمیتواند با تحدید و بزل و بخشش هایش افراد را ترغیب کند. همان حیله ای که در حکومتش بر کوفه کرد و فرزند زهرا اطهر(س) را به شهادت رساند....
راه دیگری را امتحان میکند، اختلافات قبیله ای بین سپاه کوفیان، و مهمتر از آن فریب دادن امیر سپاه، ابراهیم اشتر. ابراهیم به خوبی میداند که دشمن چه طرفندهایی در سر دارد! برای حفظ حکومت شیعی، پسرو مرتضی علی (ع) باید از خواسته های نفسش دوری کند. و در جواب فرستاده ی ابن مرجانه میگوید: ((ما شیعه ی علی (ع) هستیم، شیعه ی علی (ع) بر بیعتش میماند...))
البته اختلافات قبیله ای موفقیتی کوچک به همراه داشت، ابن حر برای قیام و خونخواهی نیامده است، آمده غنیمت جنگی به دست آورد. مانند منافقانی که در جنگ های صدر اسلام، فقط برای به دست آوردن غنیمت به همراه حضرت رسول الله (ص) عازم جنگ میشدند! با این وجود نقشه های ابن مرجانه موفقیت قابل ذکری به دست نمی آورد، چون لشکریان خدا برای جهاد لباس رزم برتن کردند نه برای خواسته های دنیایی.
اما چه می شود که لشکری با تعداد بسیار کم بر لشکری بزرگ غلبه میکند؟ ایمان جنگجویان و تدبیر امیران! این ایمان شیعیان است که چنین معجزه ای میکند. وقتی پیرمردی کم بینا با اتکا به ایمانش امیر سپاه دشمن رو به درک واصل میکند، چه طور مردان جنگی چنین سپاهی در برابر دشمنانی بزدل پیروز نشوند؟
تدبیر سران یک سپاه هم بسیار تاثیر گذار است. وقتی امیر، جنگ آوری چون ابراهیم بن مالک است، با کمترین تعداد هم پیروزی بزرگی رقم میخورد. وقتی جوانی دلیر و با تدبیر چون سائب قلب سپاه را در اختیار دارد و به قلب فتنه میزند، پرواضح است که پیروزی نصیب سپاهش میشود.
اما امیر لشکر کفر! ابن مرجانه ی ملعون، که از کمترین شقاوتی در مصیبت عظمای کربلا فروگذار نکرد! کسی که به تدابیر سیاسی و حیله های عمروعاصی معروف است. در چنین موقعیت خطرناکی چنان غرق تشویش و اضطراب و دیوانگی می شود که تدابیرش کارگر نیست. وقتی میشنود فرماندهانش یکی یکی هلاک میشوند جنونش بیشتر میگردد، گویی خود میداند که زمان پس دادن حساب نزدیک است! طوری که حتی وقتی غلامش معقل به او پیشنهاد میدهد که لباس پیاده نظام بپوشد، نمیپذیرد. کسی که حتی حاظر شد زیر شکم شتری خود را مخفی کرده و از کوفه خارج شود، حاضر نمیشود برای حفظ جانش لباس پیاده نظام را بپوشد! آن هم چنین سیّاسی! چه چیز غیر از ریختن خون های پاکان عالم چنین سرنوشتی را رقم میزند؟
با این جنون و دیوانگی که حاکم بر امیر لشکر کفر شده، قطعا قصاص یکی از اصلی ترین عاملان شهادت مولایمان را خواهیم دید...
مخصوصا زمانیکه ابراهیم اشتر در فکرش فقط و فقط به قصاص میاندیشد و از هیچ مانعی نمی هراسد و مردانه به سوی قاتل امامش میتازد....

امین مهدی نیا اسبویی


نوشته شده توسط : فرشید ریاحی